![]() |
![]() |
|
| چشات و از این شبونه بردار و به گریه نسپار... یه سلام تازه بنویس جای هر خدانگهدار |
|
بوی کوچه ی قدیمی بوی عید و بوی هفت سین بو ی بارون روی خاک و بوی سفره های رنگین بوی... یادش بخیر عید همه ی شما عزیزان مبارک سال خوبی داشته باشین ـ جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
تو دریای خیال من خاطر تو موج میزنه
نگاه هر نگاه من برای تو اوج میزنه
برای تو شاپرکم کلام شاعرانه شد غزل شدن گلایه ها ترانه عاشقانه شد
تو هر کتاب و دفترم عطر تو پیچیده و هس غنچه های باغچه ی دل بوی تو رو دارن و بس
شاپرکم منو ببین با اون چشای نازنین یه لحظه که نبینمت میرسه خط آخرین
وقتی که تو کنارمی لحظه ی آبیِ منه وقتی نگام میکنی نقطه ی اوج بودنه
شاپرک خیال من با من بمون تا بودنم نرو که با نبودنت می رسه فصل مردنم
شعر:جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 1:55 بعد از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
ریخته شد رو تن کاغذ جوهر روان نویسم
واژه واژه متولدشد و از تو می نویسم
از تو ای محرم خانه که همه تنت کلام
منتظر بازم نشسته جمعه ها چشمای خیسم جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 8:10 بعد از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
ببین غبار بی کسی نشسته روی شونه هام
ببین که بی تو خط به خط شکسته شد ترانه هام
با رفتن تو نازنین نگام دیگه جونی نداشت بیا ببین که چشم من خون و به جای اشک گذاشت
میون شهری که پره ریا و نیرنگ و فریب تو رفتی و دست منو تنها گذاشتی و غریب
دیوونه نگات شدم ای که تویی همه کسم بی تو شکستم و ببین غریبه ام با نفسم
بیا که نبض دل من اسم تو رو داد میزنه تو دل اقیانوس شب عشق تو فریاد میزنه
حالا دیگه من موندم و سبد سبد دلواپسی نذار به آخر برسم پس کی به دادم میرسی
شعر:جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 1:51 بعد از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
کلیه مطالب این وبلاگ اختصاصی بوده و هر گونه دخل و تصرف و استفاده
غیر مجاز بدون اجازه از صاحب اثر قابل پیگرد قانونی میباشد. با تشکر جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 0:7 قبل از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
توی کدوم شعرو غزل شب گریه رو پیدا کنم
تا بشکنه سدٌ سکوت اسم تو رو صدا کنم
مثل پرستو لونه کرد توی دلم برق چشات یه حسی اومد تو تنم با دیدن رنگ نگات
نمی دونم کار کی بود سپردنم به دست باد نبودی تو اما دلم بغضش و به صدام نداد
سوختم و خاکستر شدم تو برزخ نبودنت تو دل اقیانوس شب به خواب عشق سپردمت
تو رو خدا بیا بمون نذار که تنها بمونم نذار که قصه ی دل و بی کس و تنها بخونم
نگاه هر نگاه من سایه میشه واسه تنت خدا کنه تا به ابد خوابم نره تا بودنت شعر:جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 0:5 قبل از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
بي تو غبار بي كسي نشسته روي شانه ام
بيا كه بي تو خط به خط شكسته شد ترانه ام
اي همه تار و پود من با تو شده وجود من بيا كه با تو بود من بي تو نشه نبود من
تو آخرين شقايقي روياي سرخ عاشقي تو تب گنگ لحظه ها تو بهترين دقايقي جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 10:45 قبل از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
دستهاي پر مهر تو گهواره خواب من
صداي مهربونت لالايي ناب من
چشمهاي بي قرارت هنوزم نگرونه الهي كه هزار سال دلت جوون بمونه
سجاده نمازت مثل هميشه بازه وجود نازنينت شاخه گل نيازه
اون گونه هاي خيست دلواپس تا بيام اون نفس عزيزت رفيق بچه گيام
تو آسمون چشمام تويي تنها ستاره به يمن با تو بودن دنيا برام بهاره
به وقت ناخوشيهام گريه تو آه من دعاي هر شب تو بدرقه راه من
مادر مهربونم همنفسي با جونم الهي تا كه هستم زير سايت بمونم جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 10:37 قبل از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 1:36 قبل از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
تو كوچه هاي بي كسي لبريزم از دلواپسي
چله نشين عاشقها پس كي به دادم مي رسي
با پرسه هاي ناتموم تو خونه هاي بي نشون اي همنفس اي تو عزيز بغض ترانمو بخون
تو شبهاي شهر خيال نديدم از تو رد پا بيا كه زخم كهنه اي از عشق تو مونده به جا
آهاي آهاي اي آشنا مهمون بشو تو شب ما تو اين ستاره مردگي تنها تويي كوكب ما
تو هر نگام به یاد تو تصویر فردا می کشم
از عاشقی می گذرم و ...نقطه سر خط می رسم جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 1:21 قبل از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 1:12 قبل از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
روی موج هر نگاهم قایقی از غم نشسته
میون جنگل جاری بغض من بی تو شکسته
تویی که از اول راه آخر جاده رو دیدی برای عشق مسافر مرثیه ها که شنیدی
منم اون مسافر شب گریه شد همسفر من تویی اون عشق قدیمی که شدی بال و پر من
حالا این منم با یادت که شدم غرق بهانه شب و با حسّ حضورت می کنم پر از ترانه جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 0:44 قبل از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
من و از اسم تو گفتن واسم رنج و عذاب شده
من و چشم برات سپردن همه نقش بر آب شده
تو همونی که می خواستی کوه و از دوشم بگیری تا بهت بگم فلانی جون بدی واسم بمیری
من همونم که می خواستم سر سپرده ی تو باشم جونم و به لب رسوندی نمی خوام یار تو باشم
میون هجومِ وحشت حالا من تنهای تنهام غمتر از هر روز و هر شب خالیتر از شام فردام
اینو بدون اگه یه روز دستم به دستت برسه میبرمت رو دارِ شب کسی به دادت نرسه
میکُشتِت تو یاد من بغضی که خنجرم شده اینو بدون که مُردنت رویای هر شبم شده جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 11:16 قبل از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
نه ليلي و نه مجنون نه شيرين و نه فرهاد
همه سر در گريبون نه عشقي مونده در ياد
نه شاه و نه گدايي نه سازو نه نوايي
نه چوپاني به گله نه دودي از اجاقي
نه اشكي از سر شوق نه ياري نه دياري
نه نايي مونده در ني نه آوا مونده بر لب
نه ماه و نه ستاره نه خورشيد و نه نوري جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 10:50 قبل از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تو بمون که با تو بودن
حس لمس همه دنیاس! آخر این شب سربی قصه ی روشن فرداس! جواد رحیمی_گنبد کاوس |
| پیوندهای روزانه |
|
مناسبتهای ویژه داریوش اقبالی فرید زلاند بابک بیات آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|