![]() |
![]() |
|
| چشات و از این شبونه بردار و به گریه نسپار... یه سلام تازه بنویس جای هر خدانگهدار |
|
اینروزا حتی آسمون آبیشَم از ما میگیره
خورشید خانومم که دیگه جون میده تو شب میمیره
پنهون میشه بغض صِدام پشت نقابِ خنده هام فقط خیال تو میشه سنگِ صبور گریه هام
حالا دیگه ثانیه هام شده پر از غصه و درد فانوس عشقم که شکست تو این شبای هرزه گرد
نفس تو بیراهه یِ غم نداره یه راهِ عبور بازم که دلتنگِ تو ام یه جایِ گم یه جایِ دور
نگاه به خوابِ آینه شده همش پناهِ من عکس تو میشه همدمِ گریه و اشک و آهِ من...
جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 11:29 بعد از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
بهانه ی شعر من اون چشایِ ناز تو
همراز دفترم شد صدایِ آواز تو
سو گلی ترانه ام اسم تو شد نازنین برایِ من اولین برای من آخرین
لبخند ماه و دیدم وقتی شدیم هم آغوش ستاره چشمک میزد تو اون شبِ غزلپوش
تو بارونِ عاشقی می ریخت گل نجابت با تو دیگه رسیدم تا اوج بی نهایت
کاشکی نبودنِ تو همش برام یه خواب بود لحظه ی رفتنِ تو تو چشم من سراب بود
حالا که هر ثانیه ام لحظه یِ کوچ خداس غیبتِ دستایِ تو آخر این قصه هاس
جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 3:48 بعد از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
ای پرستوی مهاجر آخرین مهمونِ خونه
چی شده که یاکریما گِریونَن بدونِ لونه
جای آب و بچه ماهی پره خونِ حوضِ خونه دیگه ماه راضی نمیشه عکس اون تو حوض بمونه
تو هجومِ بادِ وحشی سقف خونَمون خراب شد آر ز و ها یِ پدر با مردنش نقش بر آب شد
هنوزم ردّ ِ صدایِ مادرِ تو گوشِ خونه وقتی میگفت کفتراتون نمونن بی آب و دونه
حالا این حیاطِ خونه شده از اشکِ تو پُر خیس تک و تنها رویِ دیوار مونده قابِ عکس چِلگیس
کاش میشد قصه ی باد و همه ی مردم بدونن وقتی که گُلای گلدون شعر آزادی میخونن
کاش تویِ وحشتِ کوچه دیگه قافیه نبازیم کاشکی باز یه بار دیگه خونه رو از نو بسازیم
جواد رحیمی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تو بمون که با تو بودن
حس لمس همه دنیاس! آخر این شب سربی قصه ی روشن فرداس! جواد رحیمی_گنبد کاوس |
| پیوندهای روزانه |
|
مناسبتهای ویژه داریوش اقبالی فرید زلاند بابک بیات آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|