![]() |
![]() |
|
| چشات و از این شبونه بردار و به گریه نسپار... یه سلام تازه بنویس جای هر خدانگهدار |
|
شب روییدن خاطرات تو٬ پُره وسوسه واسه یه بغض پیر
آینه ها تر میشن از نگاه تو٬ وقتی که ماه تو چشات میشه اسیر سه تا نقطه آخر حرفای من٬ همیشه ازم میپرسیدی چی ان؟ یکیشون من دوتاشون برای تو٬ نقطه هایی که همیشه زخمی ان من میخوام تا دیوارا رو وردارم ٬عاشقونه برسم به شهر تو یا رو سقف خونه ها پل بزنم٬ تا شبونه برسم به شهر تو ****************** بیا و تو بهت غریب لحظه هام رو زخمای ترانه مرهمی بذار! رو خاک طاعون زده ی کویر من از اون گلای مریمت گلی بکار! ******************* فصل پرپر زدن چلچله ها٬ روی این زمین خشک و بی بهار تا که وا بشه یخ غربت من٬ داغ خورشید و واسم هدیه بیار اگه اینجا تن سپردم به تبر! اگه من غریبه ام با اسم تو! اگه ماه پیشونی تو قصه ای! آرزومه بشکنم طلسم تو از تو گفتن توی این هجوم درد٬ قصه ی ممتد عشق و عاطفه اس سیاگیسو٬ ای عروس قصه هام٬کوچ تو برای من یه فاجعه اس ******************* بیا و تو بهت غریب لحظه هام رو زخمای ترانه مرهمی بذار! رو خاک طاعون زده ی کویر من از اون گلای مریمت گلی بکار! جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 7:34 بعد از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تو بمون که با تو بودن
حس لمس همه دنیاس! آخر این شب سربی قصه ی روشن فرداس! جواد رحیمی_گنبد کاوس |
| پیوندهای روزانه |
|
مناسبتهای ویژه داریوش اقبالی فرید زلاند بابک بیات آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|