![]() |
![]() |
|
| چشات و از این شبونه بردار و به گریه نسپار... یه سلام تازه بنویس جای هر خدانگهدار |
|
سلام...
گاهی اوقات امکان داره یه کار تقدیمی برای شخص خاصی نباشه! مثلا میشه تقدیمش کرد به "هیچ کس" و البته این "هیچ کس" هم میتونه ــ شخص خاصی باشه!!! یا ؟؟؟ ولش کن... اصلاً مهم نیست که این کار یه کار تقدیمی شده و البته "برای هیچ کس" که دست برقضا ــ این بار "هیچ کس" قصه ی ما به روز شدنش رو با "خداحافظی" اعلام کرده... اینم مهم نیست که من یا شما اون و می شناسیم یا نه؟! دیدیمش یا نه؟! ترانه هاش و خوندیم یا نه؟! یا این که اصلاً برای چی داره میره!!! مهم اینه که این گفته و این ترانه نوشته شده فقط "برای هیچ کس"... . . . رو نگاه سرد ساحل موجی از غزل به پا کن دلِ تو بزن به دریا بغض کهنه رو رها کن چشات و از این شبونه بردار و به گریه نسپار یه سلام تازه بنویس جای هر خدانگهدار خط بکش رو باور شب ای به خورشید تن سپرده نگو که جنونِ لیلا عشق و تو خاطره برده روی تن پوش ترانه قصه رو دوباره بنویس یه سبد از گل و بوسه هدیه کن به خواب چلگیس پل بزن تا خود مهتاب طرحی از رنگین کمون باش شب و از ستاره پر کن سوگلیِ آسمون باش من میخوام ترانه هات و تا دوباره ها بخونی قول بده "برای هیچ کس" تا تهِ قصه بمونی!
"جواد رحیمی"
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 1:25 بعد از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تو بمون که با تو بودن
حس لمس همه دنیاس! آخر این شب سربی قصه ی روشن فرداس! جواد رحیمی_گنبد کاوس |
| پیوندهای روزانه |
|
مناسبتهای ویژه داریوش اقبالی فرید زلاند بابک بیات آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|