![]() |
![]() |
|
| چشات و از این شبونه بردار و به گریه نسپار... یه سلام تازه بنویس جای هر خدانگهدار |
|
تو کدوم حادثه ی عاشق شدن تو چشای این شب بی سحری تو کدوم وسوسه ای که قلبمو با خودت تا ته قصه میبری قصه محتاج ستاره و غزل قصه تن تشنه ی پاک شبنمه من یه زخمی توی غربت سکوت تو صدات صدایی که مرهمه توی این مسیر پوچ و بی هدف وقتی یاد تو رفیق راهمه! برای رسیدن به انتها بگو کی غیر تو چشم براهمه! کاشکی این سراب تلخ شیشه ای بشکنه! رنگ شبانه هام نشه کاش که اندوه غریب واژه ها مرثیه خون ترانه هام نشه سهم من از چلچراغ آرزو چیزی جز نگاه معصوم تو نیس لحظه هام عاشق لحظه هات میشن وقتی چشمات مث دریا میشه خیس
جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 12:19 بعد از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تو بمون که با تو بودن
حس لمس همه دنیاس! آخر این شب سربی قصه ی روشن فرداس! جواد رحیمی_گنبد کاوس |
| پیوندهای روزانه |
|
مناسبتهای ویژه داریوش اقبالی فرید زلاند بابک بیات آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|