![]() |
![]() |
|
| چشات و از این شبونه بردار و به گریه نسپار... یه سلام تازه بنویس جای هر خدانگهدار |
|
بگو با هجرت ماه از آینه چی میشه تکلیف بغض برکه مون بگو تا نگاه بی رحم زمین شب و نندازه روی رنگین کمون تو سکوت ِ خوابِ خیس ِ ماهیا بگو کی دریا رو فریاد بزنه توی خلوت و جنون ِ واژه ها کی میخواد اسم تو رو داد بزنه بده دستاتو به دستای نسیم تا که شبنم روی گل تنها نشه خورشید و از پشت ابرا در بیار تا که دیدنش برام رویا نشه بوسه های شاپرک تو هر غزل خالی میشه بی تو از هجم ِ نفس با هجوم گریه ها گم میشه باز عطر لبخندِ قناری تو قفس وقتی اینجا توی این بیداد ِ درد با تو میشه به طلوع گل رسید بده دستاتو به دستای نسیم تا که شبنم روی گل تنها نشه خورشید و از پشت ابرا در بیار تا که دیدنش برام رویا نشه جواد رحیمی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 10:42 بعد از ظهر توسط جواد رحیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تو بمون که با تو بودن
حس لمس همه دنیاس! آخر این شب سربی قصه ی روشن فرداس! جواد رحیمی_گنبد کاوس |
| پیوندهای روزانه |
|
مناسبتهای ویژه داریوش اقبالی فرید زلاند بابک بیات آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|